دشت ما از دشت کربلا

ashooraa1

کی: 18 دی 1387

کجا: تهران، خیابون باستان

۱ دیدگاه

جنگ و دعوا

دکتر استرینج لاو یا: چگونه آموختم نگران نباشم و به بمب عشق بورزم؟ ‌(1964)

Dr. Strangelove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb (1964)

مرکلی مافلی (پیتر سلرز) : آقایان، شما در این اتاق نمی‌توانید دعوا کنید، اینجا اتاق جنگ است.

فیلمنامه: استنلی کوبریک، پیتر جرج، تری ساترن

کارگردان: استنلی کوبریک

۱ دیدگاه

بازم سگ

در فصـل بهـار اگـر بتی حور سرشت

یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت

هـرچند به نزد عامه این باشد زشت

سـگ بـه زمن ار برم دگر نام بهشت

خیام

(2) دیدگاه

ما سگ مردمان که وفا می‌کنیم عین سگ

img_0363

کی: 22 آبان 1387

کجا: درکه

(2) دیدگاه

لطفاً خفه شوید

نادان را به از خاموشی نیست و اگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی

گلستان سعدی

باب هشتم (در آداب صحبت)

یک نظر بنویسید

ازگل خوشبخت

تیغ و ابریشم ‌(1365)

مرد (اکبر معززی) : خوشبختی مال ازگلا و زنای بزك كرده‌ی زیر تیر چراغ برقه!

فیلمنامه: مسعود کیمیایی
کارگردان: مسعود کیمیایی

۱ دیدگاه

چشم‌ها را باید بست، جور دیگر باید شست!

کی: 21 اردیبهشت 1387

کجا: میدون پونک

۱ دیدگاه

فقه

من به اندازه‌ی یك ابر دلم می‌گیرد
وقتی از پنجره می‌بینم حوری
- دختر بالغ همسایه – پای كمیاب ترین نارون روی زمین
فقه می‌خواند.

ندای آغاز، حجم سبز، سهراب سپهری

۱ دیدگاه

آمدن، شُـدن، بُـدن

گــر آمــدنــم بـه خــود بُـدی نامدمی

ور نیز شدن به من بُدی کی شدمی

بــه زان نبُــدی کـه اندر این دیر خراب

نـه آمـدمی، نـه شُـدمی، نـه بُـدمی

خیام

(3) دیدگاه

به کندلوس رو که تا بنگری بهشت اول!

کندلوس

کی: 1 مهر 1387

کجا: روستای کندلوس

(4) دیدگاه

معلوم شد؟

هـرگـز دل مـن ز عـلـم محـروم نـشــد

کــم مــاند ز اســرار کـه مـعـلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز

معلومم شد کـه هیـچ مـعلـوم نــشـد

خیام

(2) دیدگاه

رسانه‌ی ملی

تلویزیون ثابت کرد که مردم حاضرند به هر چیزی نگاه کنند، مگر به همدیگر.

آن لاندرز

یک نظر بنویسید

از چاله به توچال

کی: 24 اسفند 1386
کجا: توچال

(3) دیدگاه

دنیامون شده آخرت یزید

سوته دلان ‌(1356)

مجید (بهروز وثوقی) : خوش به سعادتتون كه می‌رين روضه، جاتون وسط بهشته، ما كه دنيامون شده آخرتِ يزيد، كيه ما رو ببره روضه؟ مجيد آقا تو رو چه به روضه، روضه خودتی، گريه كن نداری، والا خودت مصيبتی، دلت كربلاس، ماچت کنم، ماچت می‌کنما…

فیلمنامه: علی حاتمی
کارگردان: علی حاتمی

(2) دیدگاه

تجربه آنست که ببوید

تجربه نامی است که آدم‌ها بر اشتباهات خود می‌گذارند.

اسکار وایلد

۱ دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »