درباره

و این منم مردی احمق در آستانه‌ی فصلی گرم

۱ دیدگاه »

  1. عسقر گفت

    دووباره سلام روي سرت بباره . . .

    احمق چيه ديگه،‌ چقدر خودتو تحويل ميگيري . . .
    آخماخ درستشه!!!
    البته انقدر باسنگ به شيشه ي نفست نزن داداش ، شيشه ضد سنگه!!
    با اين تعاريف مزخرف از خودت پيش ما كوچيك نميشي… خيلي سالاري . . .

    خيلي هم مهندسي،‌ اخمخ چيه به خودت ميگي…
    ولي بهتر بود واسه اينكه تابلو نشه داري قيلون ميكشي، بگي “يه آخماخ يا هر چيزي، در آستانه ي فصلي سرد” :)

    ولي چه لوله اي داره اين قليونه!!! خوراكِ آيس پكه‌:)‌:)‌:)‌

    خانسار ميكشي؟؟‌ اين چيه بالاش قفسِ قناريه يا تنور تابستوني… شايدم آبكش ذغال باشه… :) ‌:)‌:)‌

    مخلص كلوم اينكه خيلي سالاري اونم سالار سالهاي گذشته (چون سالار اون موقه خيلي گرون بود).

    ما بستني قيفيِ اندماغيِ هيشكي نخريم./

    يا علي

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید